پايگاه اطلاع رساني ازنا خبر : تاریخ کشتی دنیا، پهلوان تر، آزاده تر، نجیب تر، رئوف تر و حتی مظلوم تر از ˈجهان پهلوان غلامرضا تختیˈ هرگز به یاد ندارد. ˈتختیˈ که انگار یک جاودانه قهرمان همه تاریخ بایدش لقب داد، حالا چهل و پنج سال از غروبش می گذرد.

کد خبر: ۱۰۸
تاریخ انتشار: شنبه ۱۶ دی ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۳۱

سالی یک بار نگارش در وصف ˈجهان پهلوان غلامرضا تختیˈ آن هم به بهانه سالمرگش، قطعا بی انصافی و کم لطفی در حق این دلاورِ همیشه دوست داشتنی کشتی ایران است اما چه کنیم که در روزمرگی اتفاقات و حواشی ریز و درشت دنیای مادی غرق شده ایم و دیگر مجالی برای پرداختن به متن و واقعیت نداریم.
جهان پهلوان قصه پرغصه ما، یک انسان واقعی بود، همراه و همگام با مردم حرکت می کرد و افتاده و سربه زیر همواره در پی کسب افتخار برای ایران عزیز بود. او همچون درختی پر بار هرچه بر افتخاراتش افزوده می شد، افتاده تر و مخلص تر راه پرفروغش را ادامه می داد.
جهان پهلوان غلامرضا تختی، به واقع یک پهلوان تمام عیار بود و روحیه جوانمردی و پهلوانی در شخصیت و منش او موج می زد. ویژگی های شخصیتی او همچون ادب، تواضع و فروتنی، حجب و حیا، پای بندی به آیین مردانگی و جوانمردی و سنت های پهلوانی، دستگیری از افتادگان، فرودستان و نیازمندان، نیکخواهی، حق شناسی، احترام به بزرگان و پیشکسوتان و ارزش های ملی، میهنی و مذهبی جامعه، همراه با چهره دل نشین و لبخند زیبا و گرمش که تقریبا هر کس که او را از نزدیک دیده، به آن اشاره کرده است، از جمله عوامل اصلی محبوبیت او به شمار می آید.
در این بین صحبت هایی که از عزت نفس و بلندنظری و کمک های او به دیگران در میان مردم رواج یافته بود، از او چهره ای فوق العاده محبوب ساخته است.
تختی، نماد ورزش ایران و از نسل پهلوانان اساطیری و ماندگار تاریخ ایران است. مردی که واژه های زیبای پهلوانی، جوانمردی، گذشت، دینداری، مردانگی و فداکاری، به نام او گره خورده است. تختی، قهرمانی است که در سایه پهلوانی، ماندگار شد اما با آنکه در خصوص ˈجهان پهلوان غلامرضا تختیˈ بسیار گفته و نوشته شده است، ولی به شخصه ایمان دارم که هیچکدام، حق مطلب را تمام و کمال ادا نکرده ایم و در آینده نیز نخواهیم توانست اما معتقدم آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید، لذا برای ارج نهادن به روح بزرگ ˈجهان پهلوان آقا تختیˈ حداقل در سالمرگ او همچنان باید نوشت و نوشت و نوشت.
همچنان نیز بر این اعتقادیم که در 44 سال فقدان اسطوره بزرگ ورزش ایران، مطالب فراوانی در توصیف خصایص و ویژگی های اخلاقی، منش پهلوانی و شخصیت والای جهان پهلوان از سوی عام و خاص گفته شده و یا به رشته تحریر درآمده است.
آقا تختی به واقع مظلوم ترین قهرمان و پهلوان همه دوران معاصر ورزش ایران است. به تعبیری، مظلومیت او حتی در زندگی خانوادگی و پیمان زناشویی اش نیز رسوخ کرده و به خوبی حس می شد.
جهان پهلوان با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می کرد، به خصوص وقتی به پایان راه قهرمانی نزدیک شده بود، این مشکلات بیشتر از همیشه خود را نشان می داد و او خود را از هر حیث شرمنده مردم احساس می کرد.
آنهایی که چشم دیدن محبوبیت و شهرت جهان پهلوان را نداشتند، راه و عرصه را بر او بستند، تا جایی که او حتی حق رفتن به سالن مسابقه های کشتی را هم نداشت.
در حق جهان پهلوان که به راستی باید او را ˈشیر بیشه کشتی ایرانˈ نیز لقب داد، در همه ابعاد و زمینه های گوناگون اعم از ورزشی، اجتماعی و سیاسی و حتی درون زندگی شخصی وی، بسیار ظلم و جفا شد و دل شیر از هر نظر واقعا خون شده بود.
من تختی را پیش از آنکه در زندگانی پرفراز و نشیب اش جستجو کنم، در مرگش می یابم. در مرگ پررمز و رازش. یعنی به اعتقاد من، ابهام و سکوت موجود در مرگ آقا تختی که همواره موضوعی سوال برانگیز بوده و همچنان هست و این نقطه اوج زیستن و ماندگاری همیشگی اوست.
البته من به دنبال چگونه مردن او نیستم و تاکنون نیز هیچ مستندات قابل اعتمادی مبنی بر چگونه مردن او نیافته ام و گمان هم نمی کنم موضوع دارای اولویتی در تحلیل زندگی جهان پهلوان آقا تختی باشد.
اما به نظر من، هرگونه تحلیل در اندیشه، شخصیت، منش ها و الگوهای رفتاری جهان پهلوان را می توان در رمزآمیزی و پیچیده بودن موضوع رفتنش یافت.
در تنهایی خاص و مظلومیت او، سکوت سنگین و ردپای در ظاهر نگذاشته او که در روزگاران پایانی زنده بودنش ملاحظه می کنیم.
به اعتقاد من، این سرانجام انسانی است که در اوج اعتبار، مقبولیت، محبوبیت و جایگاه و وجهه اجتماعی، تلاش می کند مفهوم با عزت زیستن را در زندگانی خود عملی کند.
جهان پهلوان به ویژه در چند سال پایانی عمرش با تمامی وجود سعی کرد شبیه به همه مردم زندگی کند و در عین حال با تمام توان تلاش کرد وجود داشته باشد.
از این رو با تمام وجود برای بودن خود در تضاد میان ˈآدم وارگیˈ و انسان بودن مبارزه کرد.
آقا تختی آنقدر مرد بود که هر چه داشت، گذاشت و رفت و خداوند به برکت خلوصش، نامش را روز به روز ماندگارتر کرد و همچنان نیز خواهد کرد. در واقع تختی رفت تا برای همیشه جاودانه شود.
و اینگونه است که من مرگ پررمز و راز او را دوست دارم، چون ده ها پیام نهفته در خود دارد.
پیام نوع دوستی و انسان دوستی، درد آشنایی، گذشت و ایثار، بزرگ منشی، مردانگی و جوانمردی ، ˈنهˈ گفتن به ظلم و ستم، غیرت، شجاعت، دلاوری و سلحشوری و در عین حال تنهایی و تنهایی و تنهایی و مظلومیت.
من و هم سن و سال هایم، تصویری از مرگ جهان پهلوان تختی و جنازه او و همچنین مراسم تشییع وی در روزنامه ها و نشریه ها و تلویزیون تنها خاطراتمان از این مرد بزرگ است.
برای من هم این، تنها خاطره به جای مانده از ˈجهان پهلوان تختیˈ در 44 سال پیش، از لا به لای تاریخ و همیشه ماندگار در ذهن من است و نام آقا تختی بعد از آن برای همیشه در ذهن من جاودانه ماند.
ˈجهان پهلوان غلامرضا تختیˈ در پنجم شهریور ماه سال ‎ 1309در تهران متولد شد و روز ‎ 17دی ماه سال ‎ 1346نیز از دنیا رفت.
او عضو باشگاه پولاد تهران در محله ˈشاهپورˈ سابق و ˈوحدت اسلامیˈ فعلی بود. باشگاهی که آن زمان زیرنظر مرحوم ˈحسین رضی خانˈ مدیریت و اداره می شد و پس از وفات آن بزرگوار، در اختیار فرزندان آن مرحوم قرار گرفت و سالیان متمادی است که در آن تخته شده و اکنون شبیه یک بیغوله و مخروبه است!
غافل از آنکه باشگاه ˈپولادˈ تهران، نخستین پایگاه کشتی ایران در سال های بسیار دور بود که پهلوانان، قهرمانان و نامداران بزرگی همچون جهان پهلوان غلامرضا تختی، پهلوان عباس زندی، پهلوان نبی سروری، پهلوان عبدالله مجتبوی، پهلوان حسین نوری، پهلوان منصور مهدی زاده، محمود ملاقاسمی، محمدعلی فردین، جهانبخت توفیق، ناصر گیوه چی، مهدی خجسته پور، مهدی یعقوبی و ... از این باشگاه در آسمان کشتی دنیا درخشیدند و صاحب مدال های بی شمار جهانی و المپیک شدند.
آقا تختی در دوران کشتی گیری و قهرمانی خود از جوانی تا آغاز میانسالی، با بزرگان کشتی جهان از کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق (روسی - داغستانی - آذربایجانی - گرجی - بلاروسی و اوکراینی)، ترکیه، بلغارستان، ژاپن، آمریکا، کانادا، مجارستان، لهستان، آلمان غربی سابق، مغولستان، سوئد، فرانسه و ... مبارزه کرد.
سن ما ایجاب نمی کند کشتی های جهان پهلوان را دیده باشم اما با استناد به گفته های قدیمی ها و بزرگترها، طرز مبارزه های او ما را کاملا به یاد پهلوانان اسطوره ای و افسانه ای ایران می اندازد.
جهان پهلوان پس از معرفی و گام گذاشتن بر روی تشک برای مبارزه با هر حریفی، در ابتدا چند قدم به جلو می گذاشت و پس از دست دادن و روبوسی با رقیب، دوباره به عقب بر می گشت و پس از آنکه دستی به موها و سر و صورت خود می کشید، به سان ˈشیری رمیده از قفسˈ، به سرعت به سوی حریف خود یورش می برد و با رسیدن به پاهای حریف، کشتی هجومی کاملا ایرانی را به نمایش می گذاشت.
او مردانه و سلحشور به میدان می رفت و در اجرای فنون ناب و بکر کشتی در خاک و سرپا از جمله انواع سگک، کنده کشی، بستن ˈسر و تهˈ حریف و زیرگیری، تبحر خاصی داشت و در کشتی های 15 دقیقه ای آن دوران، با زیرگیری های بی امان و برق آسای خود، نفس هر حریفی را می برید.
آقا تختی در همه مبارزاتش، مردانه و جوانمردانه با حریفان خود کشتی می گرفت و روح پهلوانی در تمام کشتی های او به خوبی نمایان بود.
دو سه فیلم موجود از کشتی های جهان پهلوان تختی، به خوبی بازگو کننده و موید گفته های قدیمی ها و بزرگترهای ما است.
** جهان پهلوان تختی در آیینه خاطرات:
........................................................
نیکوست در این نوشتار و در سالگرد درگذشت پهلوان نامی ایران، به ذکر یک خاطره از یکی از دوستان جهان پهلوان تختی (پدرم) و یک خاطره از ˈالکساندر مدویدˈ قهرمان نامدار و افسانه ای سنگین وزن کشتی آزاد جهان و بازی های المپیک از اتحاد جماهیر شوروی سابق که شخصا برای اینجانب نقل کرده اند، بپردازم.
خاطره نقل شده توسط یکی از دوستان جهان پهلوان تختی:
..................................................................................
این خاطره متعلق به پدرم از دوستان آقا تختی است.
مسابقه های کشتی آزاد قهرمانی جهان در سال 1959 (53 سال پیش) در استادیوم ثریای سابق (شهید حیدرنیای فعلی) در خیابان حافظ تهران برگزار می شد و دو نفر تا پای فینال پیش رفتند.
ˈجهان پهلوان غلامرضا تختیˈ از ایران و ˈپتکو سیراکوفˈ از بلغارستان (سیراکوف همان قهرمان معروفی است که از نظر سنی بزرگتر از آقا تختی بود که بلغارها به نام او، چندین سال است یک جام بین المللی در کشور خود گذاشته اند).
سیراکوف عجیب بارانداز می کرد و تبحر خاصی در اجرای این فن داشت. من قبل از شروع مسابقه، تختی را ماساژ می دادم و به او گفتم مواظب فن بارانداز سیراکوف باشد چرا که بسیار خطرناک است.
کشتی شروع شد. تختی یک بار زیر گرفت و سیراکوف را خاک کرد و پایش را سگک قرار داد. ولی سیراکوف روی سگک تختی بدل کرد و ناگهان سرپا ایستاد! کشتی بار دیگر شروع شد و تختی بار دیگر زیر گرفت و حریف صاحب نام بلغاری را خاک کرد و باز هم رفت توی سگک پای سیراکوف.
دقیقه دوم یا سوم کشتی بود که فشار سگک سنگین و ˈخوفناکˈ آقا تختی موجب ناراحتی شدید سیراکوف شد. سیراکوف با دست اشاره به پایش کرد و تختی او را رها کرد و از جا بلند شد!
فریاد تماشاگران بلند شد که چرا تختی این کار را کرده است. اما نتیجه این گذشت و انسان دوستی تختی این بود که ˈپتکو سیراکوفˈ بلغاری، منتظر رای داور نشد و خودش دست آقا تختی را به عنوان کشتی گیر برنده، بلند کرد.
عمل جهان پهلوان تختی چنان ˈپتکو سیراکوفˈ قهرمان نامی بلغارستان را تحت تاثیر قرار داد که خودش دست تختی را بلند کرد.
** خاطره الکساندر مدوید از جهان پهلوان تختی:
....................................................................
الکساندر مدوید می گفت، مشکل ترین مبارزات من در دوران قهرمانی، در برابر غلامرضا تختی از ایران بود.
ˈویلفرد دیتریشˈ کشتی گیر فوق سنگین آلمان غربی سابق، قهرمانی بود که با داشتن مایه های کشتی فرنگی، همواره حریف خود را مورد هجوم ناگهانی قرار می داد.
دیتریش آلمانی در بین رقیبان خود، از همه از جمله من (مدوید)، سیراکوف بلغاری و تختی از ایران سنگین تر بود.
اما کشتی گیران بلغاری به خصوص در سنگین وزن، همیشه نیرومند و خطرناک بودند که از جمله آنها می توان به ˈپتکو سیراکوفˈ و ˈسعید مصطفی افˈ اشاره کرد.
اما غلامرضا تختی از همه آنها برای من خطرناک تر بود. زیرا او کشتی گیر بزرگی بود که با زیر و بم کشتی به خوبی آشنایی داشت.
مدوید می گفت، به هنگام مسابقه های کشتی آزاد قهرمانی جهان در سال ‎ 1962در تولیدو آمریکا، زانوی من دچار ضرب خوردگی شد. پزشک تیم ملی شوروی سابق، زانوبند را باز کرده و مشغول تزریق آمپول مسکن بود. در همین لحظه، تختی که از کنار کشتی گیران تیم ملی شوروی سابق می گذشت، همه چیز را دید.
یکی از مربیان تیم ملی اتحاد جماهیر شوروی سابق به من - الکساندر مدوید - گفت: او متوجه شده و در مسابقه به پای مصدوم تو می پیچد.
اما در هنگام کشتی گرفتن، تختی اصلا به پای مصدوم من دست نزد.
هر دو خسته شده بودیم و باید اذعان کنم تختی با اینکه هفت سال از من بزرگ تر بود، ولی بیش از من جنبش و تحرک داشت. آن واقعه را تا آخر عمر به یاد خواهم داشت.
مدوید می گفت، من آن کشتی را با یک امتیاز به تختی واگذار کردم و او برنده میدان شد. این اولین مبارزه من با تختی بود.

 


** کلکسیون افتخارات جهان پهلوان تختی:
............................................................
** سال ‎ :1951مسابقه های جهانی هلسینکی فنلاند، مدال نقره.
** سال ‎ :1952بازی های المپیک هلسینکی فنلاند، مدال نقره.
** سال ‎ :1955جشنواره جهانی ورشو لهستان، مدال نقره.
** سال ‎ :1956بازی های المپیک ملبورن استرالیا، مدال طلا.
** سال ‎ :1958مسابقه های جهانی صوفیه بلغارستان، مدال نقره.
** سال ‎ :1958بازی های آسیایی توکیو ژاپن، مدال طلا.
** سال ‎ :1959مسابقه های جهانی تهران - ایران، مدال طلا.
** سال ‎ :1960بازی های المپیک رم ایتالیا، مدال نقره.
** سال ‎ :1961مسابقه های جهانی یوکوهاما ژاپن، مدال طلا.
** سال ‎ :1962مسابقه های جهانی تولیدو آمریکا، مدال نقره.
** بازی های المپیک ‪ ۱۹۶۴‬توکیو ژاپن/مقام چهارم/.
** مسابقه های جهانی ‪ ۱۹۶۶‬تولیدو آمریکا/حذف شد/.

منبع خبر:

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: