نامبرده از قاریان قرآن و از ورزشکاران رشته رزم آوران و فردی متدین و حزب الهی و از فعالین در حوزه فرهنگ اسلامی بود که بیشتر اوقات را در مسجد امام حسن مجتبی (ع) و مسجد رانندگان در شهرستان بروجرد به فعالیت فرهنگی و تبلیغی سپری می کرد.

کد خبر: ۵۴۱۱
تاریخ انتشار: دوشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۲۸

به گزارش بازتاب گهر؛ شهید محمود رنج  اهل بروجرد .متولد سال ۱۳۴۰ در خانواده ای مذهبی رشد کرد .دوران مدرسه ابتدایی خود را در مدرسه فاطمیه  خیابان سعدی بروجرد و بعد کلاس چهارم و پنجم را در مدرسه داریوش به اتمام رساند .

دوران راهنمایی را در مدرسه کوروش کبیر در همین شهر خواند و سپس دوره دبیرستان را در دبیرستان نصیر الدین طوسی گذراند .تابستان به شغل شریف کارگری می پرداخت و در آمدی از این راه کسب می کرد .جوان متدین و با صفایی بود .اهل نماز و روزه .اهل تقوا . اهل مسجد .در مسجد رانندگان که سر کوچه بود و در مسجد امام حسین نیز فعال بود .امر به معروف خوب می کرد .و دارای اخلاق بسیار حسنه ای بود .

شهید محمود رنج زیاد خون دماغ می شد .حتی یک مرتبه دماغش را (رگ دماغ )عمل کرد .چشما هایش سرخ می شد و حتی دوران سربازی از درد چشم رنج می برد .

یک روز در در گیری های با منافقین سر ش شکست .و از این جماعت بسیار متنفر بود .

در فعالیتهای دوران انقلاب بسیار فعال و پر تلاش بود .بر علیه رژیم ستم شاهی پا به پای جوانان در تظاهرات علیه این رژیم شرکت می کرد .از شعار هایی که می داد و یادم هست می گفت بو  گو  مرگ بر شاه .

به ورزش کانگ فو توآ علاقه  مند بود .و در دوران  مربی اکبر مولوی در بروجرد به این ورزش رو آورد .در زمانی که این ورزش تغیر رویه و اسم داد وی از طرفداران شیوه جدید مربی خود شد و در این رشته به نام رزم آوران اسلام فعالیت می کرد . گاهی هم والیبال بازی می کرد .

در بسیج  ثبت نام کرد و از اعضای فعال بسیج بود .شب ها تا صبح از طرف بسیج به نگهبانی در برق شهر ؛ماکرویو ؛فرمانداری ؛سیلو غله ؛و ساختمان بسیج مشغول بود ..

داوطلبانه در زمانی که کردستان شلوغ بود به سرباز ی رفت .دوره آموزشی را در صفر یک تهران گذراند .و سپس به مریوان رفت .یادم می آید یکی از آشنایان که ارتشی بود هماهنگ کرده بود که جای آرام و بی سر و صدایی بیافتد ولی شهید اجازه نداد و  داو طلبانه به مریوان رفت .

در آنجا در مدرسه ای سکونت داشتند .به نماز و قرائت قرآن عشق می ورزید و برای به پا داشتن این شعائر تلاش می کرد .نام سر گروهبان  علم شاهی بود .سر گروهبان سعی داشت تا شهید را از مقر  به جای دیگر بفرستد .زیرا بعض اوقات سر موضوعات شرعی و اسلامی با وی درگیر بود .

یادم می آید یکی از دوستان دوران سربازی شهید به من می گفت به این شهید بگو کم به این سر گروهبان گیر بدهد .

همه سربازان محمود را دوست داشتند .به همه لطف داشت .و وی را به عنوان یک دوست قبول داشتند .

بعد از سر بازی کنکور شرکت کرد .و در رشته فوق دیپلم بیهوشی قبول شد .هم زمان در رشته تر بیت معلم نیز پذیرفته شد .تربیت معلمی را انتخاب کرد و مدتی  به این رشته مشغول بود .در این هنگام  در یک سانحه تصادف پدر و مادر خود را از دست داد .د ر این مدت با امور تربیتی در آموزش و پرورش همکاری می کرد .و در رشته قرآن نیز فعالیت های خوبی داشت .

بعد از یک سال در رشته  علوم قضایی قبول شد .و با تصفیه از رشته تربیت معلمی به کسوت قضا در آمد .

د رتهران ازدواج کرد .و حاصل این ازدواج یک فرزند به نام محسن بود .محمود زیاد جبهه می رفت .و در عملیات مرصاد در تاریخ (۵/۵/۱۳۶۷)زمانی که  سال چهارم رشته علوم قضایی بود  به آرزوی  دیرین خویش رسید .وشربت شیرین شهادت را از دست مولا و سرور شهیدان اقا ابا عبدالله الحسین نوشید .و

 این چنین شد که جنازه شهید در بهشت زهرا آرمید و به بروجرد زادگاه خود بر نگشت .روحش شاد و راهش پر رهرو باد .

مطالب مرتبط:
برچسب ها:  
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: