یادداشت؛

این روزها برخی برای ماندن تغییر رویه داده اند و با مقتضیات زمان رنگ و بویی تازه به خود گرفته اند.

کد خبر: ۵۴۱۶
تاریخ انتشار: سه شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۲۱

به گزارش بازتاب گهر؛ تاریخ معاصر ایران مملو از سیاست مدارانی است که گاه با رعد و برق آمده و گاهی با یک نسیم رفته اند، در این بین افرادی هم با جد و جهد در سپهر سیاسی کشور ریشه دوانیده اند. برخی برای ماندن تغییر رویه داده اند و با مقتضیات زمان رنگ و بویی تازه به خود گرفته اند.

در تاریخ معاصر احمد قوام، معروف به قوام السلطنه یکی از شاخص های تغییر رویه سیاسی است، کسی که در کارنامه خود ۵ بار نخست وزیری را تجربه کرد. در پایان قاجار ۲ بار قبای صدارت را بر تن کرد، در پهلوی اول مورد غضب رضاخان بود و در زمان پهلوی دوم ۳ بار نخست وزیر و کارگشای محمد رضا شاه شد.

بعد از انقلاب آیت الله هاشمی رفسنجانی یکی از پرنفوذترین شخصیت های سیاسی جمهوری اسلامی است که بالا و پایین بسیار دارد. او اولین رئیس مجلس و چهارمین رئیس جمهور بعد از انقلاب بود، هاشمی یک پای ثابت خبرگان رهبری بود و از سال ۱۳۶۸ به بعد از سوی رهبر معظم انقلاب ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را بر عهده داشت. هاشمی در زمانی در جبهه راست و روحانیت مبارز ایفای نقش می کرد. او در آن برهه از سوی اصلاح طلبان عالیجناب سرخ پوش معرفی شد و در انتخابات مجلس تهران به او لقب آقاسی را دادند.

در مرحله ای با عنوان یک شخصیت محافظه کار با حزب کارگزاران در صحنه سیاسی خودنمایی می کرد و در اواخر نیز محبوب اصلاح طلبان شد و با حمایت ایشان در انتخابات خبرگان رهبری رکورد تاریخی را به ثبت رساند.

محمود احمدی نژاد در بستری زائیده شد که افکار عمومی جامعه یکپارچه مخالف حضور هاشمی بودند، مردم با یک «نه» بزرگ به هاشمی رفسنجانی نظاره گر تولد محمود احمدی نژاد شدند.

در زمان پساخاتمی و فاصله گرفتن رئیس دولت سازندگی از جناح راست، احمدی نژاد این شانس را داشت تا مورد حمایت اصولگرایان قرار گیرد. اگرچه او هیچ گاه خود را اصولگرا نخواند.
در واقع احمدی نژاد نسخه بدیل هاشمی است با این تفاوت که شیب تغییر رفتار سیاسی هاشمی در ۳۸ سال شکل گرفت ولی احمدی نژاد با شیب تند در سراشیبی سقوط قرار گرفت.

چگونه است که امروز اصلاح طلبان بر رقیب سنتی خود در دفاع از احمدی نژاد خرده می گیرند و حال اینکه رفتار متناقض خود با هاشمی رفسنجانی را از یاد برده اند.

روزی هاشمی منفور جناح چپ است و در زمان دیگر در مقابل او زانوی ادب می زنند و پیشانی بر خاک می سایند.

آیا هاشمی تغییر رویه داده است یا اصلاح طلبان از شعارهایشان دست برداشته اند، پر واضح است که یک تفکر همیشه ثابت است و این افراد و سیاست مدارانند که روزی در تیم آبی توپ می زنند و روز دیگر برای تیم قرمز جانفشانی می کنند ولی چارچوب فکری جناح و حزب همچنان بر یک مدار می چرخد.

مهم ترین عامل سقوط احمدی نژاد عبور پی در پی از خطوط قرمز و نداشتن صبر در امور است. صبر یکی از مهم ترین خصیصه هایی است که یک سیاست مدار باید داشته باشد. به فرمایش مولا علی علیه السلام: آلَةُ الرِّياسَةِ سَعَةُ الصَّدرِ.
در دوم خرداد اصلاح طلبان «ناطق نوری» را با انگ «حاکم زوری» از کورس انتخابات به سختی شکست دادند و امروز او را شیخ اصلاحات می نامند. روزی روحانی اردوگاه اصول گرایان را همراهی می کرد و امروز ستون خیمه اصلاح طلبان است.

در پایان آنچه نقطه افتراق بین احمدی نژاد با افرادی چون قوام السلطنه، هاشمی رفسنجانی، خاتمی، روحانی و ناطق نوری است، نداشتن صبر و نداشتن پایگاه در نخبگان سیاسی جامعه است. کاش احمدی نژاد می دانست که این رنگین کمان سیاست بالا و پایین بسیار دارد و کمتر خودزنی می کرد. شاید او در آینده نه در بین نخبگان جای داشته باشد و نه پایگاه اجتماعی ای در بین مردم داشته باشد.

کاش احمدی نژاد یک بار تاریخ معاصر ایران را ورق می زد و سرنوشت سیاسیون ماقبل خود را مرور می کرد.

کاش مشایی یار غار احمدی نژاد، برای ایجاد پایگاهی جدید به صورت ملتمسانه و تمسخر آمیز به خاتمی نامه نمی نوشت و احمدی نژاد برای بودن در رسانه هر روز نامه ای را روانه کشوری نمی کرد.

امروز احمدی نژاد می بایست حداقل از اصلاح طلبان این درس را می آموخت و می فهمید فاصله گرفتن از حریم ولایت و ملحق شدن به حلقه انحرافی تاوان سنگینی دارد که توسط مردم پاسخ کوبنده و در خوری خواهد داشت. امروز احمدی نژاد در صفحه شطرنج سیاست ایران مهره ای سوخته است که هر چه بیشتر دست و پا بزند در حلقه انحرافی رفقایش بیشتر غرق خواهد شد.

 

روح الله لک علی آبادی تحلیل گر مسائل سیاسی

انتهای پیام/

مطالب مرتبط:
برچسب ها:  
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: