وجود کودکان کار چه در عرصه تولید به عنوان فعالان اقتصادی کوچک و چه در عرصه خیابان ها همانند گل فروش و آدامس فروش این روزها به حقیقت تلخ و انکار ناپذیر شهرهای بزرگ و کوچک تبدیل شده است؛ کودکانی که به جای چشیدن طعم شیرین زندگی روانه خیابان ها و کارگاه های سختی می شوند که گویی قرار است ره صد ساله مرد شدن را یک شبه بچشند.

کد خبر: ۵۴۷۸
تاریخ انتشار: پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۱۸

کودکان کار پشت چراغ قرمز زندگی/ لزوم حمایت ویژه مسئولان از کودکان کار

به گزارش بازتاب گهر؛ محل کار را به قصد خانه ترک کردم؛ سوار تاکسی شدم، هنوز ده دقیقه ای ازحرکت نگذشته بود که قرمزی چراغ راهنما خیابان را متوقف کرد.

با چشم هایم ثانیه های حکمت را دنبال می کردم. صدایی ترحم برانگیز در آن سوی پیاده رو  توجهم را به خودش جلب کرد. به سمت صدا رفتم. کودک کاری بود که در شلوغی خیابان و با چشمهایی ملتمس از راننده ای می خواست که دستمال کاغذی هایش را بخرد: آقا تو رو خدا یک بسته بخر. اگه نخری بابام می میره.

 

پشت همان چراغِ حکمت پیاده شدم، او در میان عابرها چرخ می زد تا بلکه شاید مشتری ای پیدا شود، به سراغش رفتم، صدایم را که شنید، برق شادی در چشمانش دمید، دستمال کاغذی ها را جلو کشید، با بغض و ذوق گفت بسته ای 2000.

 

چشم های التماس کودک برای خریدن دستمال کاغذی مرا به سمت زندگی اش کشاند. ابروهایش را گرهی انداخت: زندگی ما بدبخت بیچاره ها گفتن ندارد. مزاحم کسب و کار من نشوید. باید تا شب این دستمال کاغذی ها را بفروشم.

 

اصرار دانستن از زندگی ای که این کودک را به خیابان کشانده، به حرفش آورد.خودش را علی و 11 ساله معرفی کرد. از سه خواهر و یک برادرش گفت و اینکه پدرش در اثر سرطان خانه نشین شده است. خرج زندگی که گران می شود، مادر علی هم در خانه های مردم آستین کار بالا می زند.

 

در سینه ی علی انگار حرفهای هزارساله ای است که روی شانه های کوچکش سنگینی می کند: خواهر بزرگترم زن مردی شده که حدود بیست سال از او بزرگ‌تر است، اما وضعیت مالی خوبی دارد. دومین خواهرم هم که دو سالی می شود به خانه بخت رفته، اما انگار بختش بیشتر در دعواهای همیشگی با شوهرش بسته شده است. شوهرش شیشه می کشید و حالا خواهرم از او جدا شده و به خانه ی بی سقفمان آمده است.

 

برادرم هم تا کلاس نهم درس خوانده و در یک مکانیکی در حاشیه شهرتا نیمه های شب شاگردی می کند، ولی درآمد دست و حسابی ندارد. من و برادرم سرپرست خانواده هستیم، اوضاع مالی خانه که خوب نبود درس و مدرسه را رها کردم تا کمک خرج برادرم شوم. من و رضا علاوه بر تأمین هزینه های زندگی باید هزینه‌های شیمی درمانی پدرم را نیز بپردازیم.

 

علی دست تنها است و به تنهایی نمی تواند خرج زندگی ما را روی دوش بکشد. من هم دستفروش شدم. درست است که درآمد خوبی ندارم، اما از دست روی دست گذاشتن بهتر است.

 

چشمهای علی پنهان می شود. سرش را پایین می اندازد. به دستمال کاغذی ها نگاه می کند. یک بسته از آن ها را که می فروشد، از حیرت من و نگاه های بی مشتری خیابان دور می شود.

 

علی نمونه ای از هزاران پسر و دختری است که با سن کم و به هزاران دلیل ناخواسته مجبور به ترک رسم های خوشایند زندگی شده اند و در خیابان ها به دنبال کسب درامدی ولو اندک هستند.

 

 

حقیقتی تلخ

وجود کودکان کار چه در عرصه تولید به عنوان فعالان اقتصادی کوچک و چه در عرصه خیابان ها همانند گل فروش و آدامس فروش این روزها به حقیقت تلخ و انکار ناپذیر شهرهای بزرگ و کوچک تبدیل شده است. کودکانی که به جای چشیدن طعم شیرین زندگی روانه خیابان ها و کارگاه های سختی می شوند که گویی قرار است ره صد ساله مرد شدن را یک شبه بچشند.

 

مریم کرمی جامعه شناس در خصوص عوامل موثر بر پیدایش پدیده ای به نام کودکان کار اظهار کرد: بحرانهای اقتصادی همچون فقر، بیکاری اعضای خانواده به خصوص پدر، طلاق وفروپاشی خانواده، اعتیاد والدین وحاشیه نشینی از مهمترین عواملی است که می تواند در افزایش نرخ کودکان کار تاثیرگذار باشد.

این جامعه شناس آسیب های روانی را مهمترین دستاورد برای کودکان کار دانست و اظهار کرد: مشکلات کودکان کار را می توان درابعاد فردی و اجتماعی بررسی نمود به نحوی که کودک کار هم از نظر جسمی و روحی و هم از منظر اجتماعی آسیب پذیر خواهد بود.

 وی ادامه داد: در بعد جسمانی انجام کارهای سنگین وسخت ممکن است سبب انواع آسیب دیدگی از قبیل شکستگی، نقص عضو ویا بیماریهای مربوط به محیط کار همچون دیسک کمر، واریس ، بیماریهای عفونی چون سل، هپاتیت وایدزمنجر گردد.

 کودکان کار

 

 اما آسیب های روانی کودکان کار بسیار مهلک تر وقابل توجه ودرنگ بیشتر است. با وجود اینکه  شخصیت کودکان کار هنوز شکل نگرفته ومراحل رشد اجتماعی را طی ننموده اند بنابراین در معرض طیف های وسیع آسیب های اجتماعی چون اعتیاد، سرقت وفساد قرار دارند.

 

کرمی بد سرپرستی و یا بی سرپرستی این کودکان را موجب سوء استفاده انواع باندهای خلاف دانست و گفت: سرقت، قاچاق، سوء استفاده جنسی وحتی فروش اعضای بدن  ازجمله مواردی است که می تواند آینده کودک کار را به خطر بی اندازد.

 

 این جامعه شناس در خصوص اشتغال کاذب کودکان کارتاکیید کرد: در بعد اجتماعی وبه خصوص اشتغال بدلیل اینکه کودکان کار به شغل های یدی وبدون مهارت کافی می پردازند فاقد هرگونه آموزش و یا مهارت فنی جهت اشتغال در آینده می باشند، به طوری که به ناچار به شغل های سخت با ساعات کار طولانی و مزد کم راضی می شوند.

 

کرمی ادامه داد: با توجه به تکنولوژی های جدید و خودکار شدن محیط کارخانه ها وکارگاه های جدید، نیازی به کار ساده ویدی نخواهند داشت بناباین به نوعی این افراد در معرض بیکاری ناشی از مکانیزاسیون محیط کار قرار می گیرند و این خود شرایط را برای انواع بزهکاری در این افراد فراهم می سازد.

 

این جامعه شناس راهکارهایی در جهت کاهش تعداد کودکان کار عنوان کرد و افزود: تصویب واجرای قوانینی جهت محدودیت کار اجباری کودکان، ایجاد مراکزی جهت نگهداری، آموزش وباز پروری، حمایت از خانواده های در معرض آسیب واختصاص بسته های حمایتی ویا مقرری ماهیانه برای این خانواده ها، ایجاد مراکزآموزشی و فنی حرفه ای جهت آموزش مهارتهای لازم به افراد و به تاخیر انداختن ورود زود هنگام کودکان به بازار کاراز جمله راهکارهایی است که می تواند در کاهش کودکان کار موثر واقع شود.

 سلمان کریمیان

سلمان کریمیان معاون امور اجتماعی بهزیستی لرستان در خصوص تعریف کودکان کار اظهار کرد: کودک کار به شخصی گفته می شود که دارای خانواده بوده و به صورت مقطعی در خیابان ها و کارگاه های سخت به دلیل شرایط اقتصادی نامناسب  خانواده  مجبور به امرار و معاش از طریق دست فروشی می باشد.

وی کودک کار را از کودک خیابانی متمایز دانست و افزود: کودکان خیابانی اغلب بدون خانواده بوده و زندگی را در خیابان ها می گذرانند، کودکان خیابانی معمولا توسط مراجع قضایی و نیروی انتظامی جمع آوری و به مرکز نگهداری و ساماندهی کودکان خیابانی سازمان بهزیستی ارجاع داده می شوند.

 

کریمیان با بیان اینکه سازمان بهزیستی سیاست های جداگانه ای در خصوص کودکان خیابانی دارد گفت: کودکان خیابانی پس از ارجاع به مراکز سازماندهی طی بیست روز تعیین تکلیف می شوند به نحوی که اگر کودک شرایط خانوادگی خوبی از نظر اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نداشته باشد به مراکز شبانه روزی سازمان جهت نگهداری فرستاده می شوند. همچنین در صورت پذیرش کودک توسط بستگان سببی و نسبی سازمان ماهیانه مبالغی را به عنوان مستمری به خانواده پذیرنده کودک پرداخت می نماید.

 

معاون امور اجتماعی بهزیستی لرستان از افتتاح مرکز حمایتی-آموزشی کودک کار و خانواده خبر داد وتصریح کرد: مرکز حمایتی-آموزشی کودک کار و خانواده در جهت ساماندهی کودکان کار در شهرستان خرم آباد راه اندازی شده است. تا کنون 120 کودک کار در شهرستان شناسایی و مسائل و مشکلات آن ها در مرکز اولویت بندی شده است.

 

وی خدمات این مرکز را در جهت کاهش تعداد کودکان کار دانست و اظهار کرد: آموزش مهارت های زندگی، آموزش های پیشگیری از اعتیاد و آسیب های اجتماعی، پیگیری وضعیت سوادآموزی والدین کودک، پیگیری بازگشت کودکان ترک تحصیل کرده به مدارس، حمایت های مالی از خانواده و کودک، پیگیری وضعیت جسمی و روحی کودکان از طریق مراجع درمانی، مهارت آموزی از طریق عقد قرارداد با سازمان فنی و حرفه ای از جمله خدمات ارائه شده توسط این مرکز می باشد.

 

کریمیان اجرای مهاجرت معکوس را نیازمند فراهمی زیرساخت ها توسط مراکز دولتی و خصوصی دانست و گفت: از جمله عوامل افزایش کودک کار مهاجرت افراد از روستاها و مناطق محروم به مرکز استان است و این امر ضمن اینکه سبب شده آمار دقیقی از تعداد کودکان کار در استان وجود نداشته باشد سبب ایجاد شغل های کاذبی همچون دستفروشی نیز شده است.

 

وی با اشاره به اینکه خیرین از طریق کمک های مالی و معنوی می توانند حامی سازمان باشند افزود: سازمان بهزیستی یکی از دستگاه هایی است که در بحث آسیب های اجتماعی فعالیت دارد و در این راستا نیازمند حمایت آحاد جامعه، دستگاه های دولتی و خیرین در جهت کاهش آسیب های اجتماعی در سطح جامعه می باشد.

 

انتهای پیام/

مطالب مرتبط:
برچسب ها:  
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید   
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا: