صفحه اصلی / عمومی / تنها سگ ها شهادت دادند

تنها سگ ها شهادت دادند

تنها سگ ها شهادت دادند

مرد سگی  درام  اجتماعی و روانشناسانه ی ایتالیایی  به  ماتئو گارونه است که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد. این فیلم برای رقابت در کسب نخل طلا هفتاد و یکمین جشنواره فیلم کن انتخاب شد. مارچلو فونته بازیگر بی نام و نشان این فیلم در نقش مردی که به شغل نگهداری و پیرایش سگ ها مشغول است توانست در این جشنواره جایزه بهترین بازیگر نقش اول را از آن خود کند ماتیو گارونه که  پیش از این هم حضور چشمگیری در جشنواره ها داشت این بار  را با «مرد سگی» توانست بار دیگر در جشنواره کن حضور یابد و بازی  بازیگر دوست داشتنی فیلمش یعنی مارچلو فونته که توانست نخل طلای بهترین بازیگر مرد را از آن خود کند، شگفت انگیز است. این فیلم همچنین در همان سال  به عنوان نماینده کشور ایتالیا به آکادمی اسکار معرفی شد اما از کسب جوایز بی نصیب ماند . مارچلو ، مردی که شغلش نگهداری  سگ‌ها است، دوستی خشن به نام سیمونه دارد که تهدیدی برای او و اهالی محله است، با بازی عمیق و هوشمندانه مارچلو فونته به تنهایی می توان یک دلیل محکم برای دیدن فیلم مرد سگی باشد.با مجله اینترنتی شاخه همراه باشید.

تنها سگ ها شهادت دادند

مارچلو، باآن نگاه های رتیمک کاونده ی پر از ترس، به راستی یک تراژدی تمام عیار انسانی است از یک مرد شریف اما به حاشیه رانده شده که در زنجیره ای دوار و مستمر خشونت جامعه کوچک اش، قربانی همین دست خشونت  ها می شود.داستانی نه خیالی بلکه الهام گرفته از واقعیت که در یک منطقه دور افتاده در ایتالیای دهه ۹۰ رخ می دهد. ترجمه سگ باز برای بیان آنچه که ماتیو گارونه کارگردان قصد دارد در این فیلم بیان کند ناقص و ناکارآمد است و نمی تواند حق مطلب حقیقت وجودی مارچلو را با آن دلخوشی های ناپایدارش ادا کند. مارچلو  فقط داگ من است  نه چیز دیگر،مانند بت من و برد من و…او نماینده ای از خود و فقط خودش است؛ مردی تک افتاده و دمخور با سگ ها.

مردی که هر روز از دریچه مغازه خود که عنوان داگ من را بر روی آن با فونت درشت حک کرده است به جهان اطراف خود می نگرد. جهانی ساده که در گرد هم آمدن با هم محله ای ها و گپ و گفت با آنها و عشق ورزیدن به دختر کوچک اش خلاصه می شود. مارچلوفونته که برای درخشش فوق العاده در این فیلم توانست جایزه بهترین بازیگر نقش اول جشنواره کن را به خود اختصاص دهد، جایگزینی برای خود ندارد. این نقش فقط متعلق به اوست و هیچ بازیگری نمی توانست به قدرت او از عهده ترجمه عاطفی و احساسی این نقش به  زبان بین المللی سینما، بر بیاید و اینگونه مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد.

تنها سگ ها شهادت دادند

داگ من فیلمی است درباره چرخه خشونت؛ سگ سفید وبزرگ جثه ای که در افتتاحه فیلم با آن روبرو می شویم تمثیلی است از خشونتی که در زیر متن فیلم  به واسطه “سیمونه ” درشت هیکل و زورگو به تصویر کشده می شود . او که با سگ ها مهربان  است و تلاش برای درک زبان آنها دارد در نهایت  همان نسخه ای را برای مقابله با قلدری های سیمونه می پیچد که برای دست آموز و اهلی کردن سگ ها. تکرار خشونت که آخرین ضربه ی طرد شدگی مارچلو را بر پیکره زندگی و هویت او می زند. استریم لانگ شات های گارونه از میدان شهر، در قاب  پایانی فیلم داگ من  گستردگی این جهان خشونت زده را نمایان می کند که در گوشه ای از آن مارچلوی رها شده که تلاش برای دیده شدن دارد حتی به چشم مخاطب هم نمی آید و قابل تشخیص نیست؛ همانگونه که اهالی محل او را نمی بینند. تنها سگ ها هستند که مانند شاهدان عینی دست از همراهی خود با این مرد وامانده بر نمی دارند.

مارچلو که هیچ مشارکتی در همفکری های دوستان خود برای حذف کردن بزن بهادر محله ندارد، نه گفتن را بلد نیست و هیچ کس او را به حساب نمی آرود، در صحنه حبس شدن سیمونه در قفس سگ ها مانند یک رهبر در راس جهان کوچک خود، در میان نگاه پرسشگر سگ هایش، شروع به نطق قرایی می کند، اینجا تنها جایی که  نقطه اتصال او با دنیاست،  مغازه اش و ساکنین آن.

چرا که تمام تلاش های او برای ارتباط با جهان پیرامونش، از جمله  تن دادن به خواسته های سیمونه از طریق دادن کوکایین به او و همراهی در خلاف کاری هایش، سکوت در مقابل اعتراف گرفتن پلیس، و نجات دادن جان او، نتیجه ای جز تحقیر و از دست دادن اعتباری که با زحمت زیاد برای خود کسب کرده بود در بر نداشت. تنها یک روزنه امید برای مارچلو  بعد از گذراندن دوره حبس یکساله اش باقی مانده است؛ دخترش.

تنها سگ ها شهادت دادند

بیشتر بخوانید من تونیا هستم، قهرمان اسکیت روی یخ

برای او که با شکوه ترین اوقات در همراهی با دخترش اتفاق می افتد( چه این همراهی در آرایش و پیرایش سگ ها باشد و چه شرکت در مسابقه زیباترین  سگ و چه غواصی در دریایی در حوالی خود) هنوز جایی برای امیدواری هست. سکانس های رویایی زیر آب که مارچلو و دخترش در لباس غواصی در میان امواج شور انگیز اقیانوس و ماهی می گذرانند شکوه یک  خواب دل انگیز را در این آشفته بازار نه تنها برای مارچلو که برای مخاطب هم دارد. اما حالا نمایش خلسه آور همراهی پدر و دختری که گویی با هارمونی ذاتی در میان امواج می رقصند و در نور تابیده شده  بر اقیانوس محو می شوند هم بعد از بیرون آمدن مارچلو از زندان رنگ می بازد؛ مارچلو توان نفس کشیدن در زیر آب را ندارد و قاب غمزده ای که او دخترش را بر روی عرشه کشتی در آغوش گرفته است سیمای مردی است که دیگر چیزی برای باختن ندارد. اینجاست که مارچلو می فهمد  سکوت او در مقابل دزدی سیمونه ازطلافروشی همسایه اش،  بافریب دادن و گرفتن کلیدهای مغازه مارچلو ، تاوانی سنگین تر از آنچه او می پنداشت دارد، بازی های فوتبال شبانه با هم محله ای ها حالا برای او حکم یه رویا را دارد.

تنها سگ ها شهادت دادند

رویایی که در صحنه آتش زدن سیمونه  در گرگ و میش صبح آنقدر واقعی است که هر لحظه منتظر واکنش دوستانش به کشتن سیمونه هستیم. مارچلو همه چیز را باخته است. او با وجود تفاوت با مردان محله که همه آنها نسبت به او زندگی مرفه و کسب و کار پر رونقی داشتند تنها به واسطه  این بازی در یک هارمونی انسانی  با آنها قرار می گرفت و می توانست به عنوان عضوی از یک تیم هویت  و نقشی در این اجتماع کوچک به خود بگیرد و به آن دلخوش کند.

تلاش مارچلو برای بازیافتن هویت  و عزت از دست رفته خود دست مایه  اصلی  خشونتی می شود که او در نهایت قصد نمایش آن را دارد تا بتواند اعتبار از دست رفته خود را برگرداند. او سیمونه را بر روی دوش خود مانند مسیحی که صلیب خود حمل می کند کشان کشان به وسط شهر می برد اما شهر در سکوتی ابدی و دایمی فرو رفته است. داگ من روند تدریجی تاثیر خشونت  بر یک انسان بی گناه ، تا به نقطه تباهی کشاندن او و تبدیل شدن به یک جانی است. با اینکه مارچلو همان  مرد دوست داشتنی است که برای بیرون آوردن یک سگ از فریزر و نجات زندگی او، زندگی خود را به خطر می اندازد، اما هیچ کس حتی مخاطب نوعی دیگر صدای او را نمی شنود. کار مارچلو تمام است.

تنها سگ ها شهادت دادند

 

داگ من، روایتی مدرن ازسینمای نئوریالیسم ایتالیا

 در فیلم داگ من مارچلو فونته با  آن چهره کلاسیک اش؛ صورت استخوانی و چشمان وغ زده در کنار هنرپیشه باقدرت دیگری به نام “ادواردو پییشی” در نقش سیمونه نه تنها تقابل میان این دو شخصیت را از طریق تضاد جثه و بدن خود بلکه از طریق تعارضات درونی در بازی های دقیق شده به مخاطب منتقل می کنند. سیمونه که ترسیم کننده تمام عیار خشونت است اما با این حال قابل ترحم است. مخصوصا در سکانسی که مارچلو او را می فریبد تا  برای عملی کردن نقشه دروغی خود وارد قفس سگ ها شود. در اینجا کفه ترازوی نامتعادلی که سیمونه را در راس قدرت و مارچلو را فرودست و ضعیف معرفی می کرد متعادل می شود و مارچلو و سیمونه را بیشتر از قبل شبیه خود می کند.

 این همان چیزی  است که ماتیو گارونه  کارگردان درباره فیلم خود بیان می کند. ” مارچلو ما را در مواجه با چیزی قرار می دهد که برای همه  ما مسئله مهمی است و آن چیزی  نیست جز  پیامد انتخاب هایی  که هر روز انجام می دهیم تا زنده بمانیم  و به زندگی ادامه دهیم .فاصله بین آنچه واقعا هستیم و آنچه فکر می کنیم هستیم.”

تنها سگ ها شهادت دادند

مارچلو، قهرمان داستان ماتیو گارونه، از آن دسته مردهای ایتالیایی است که بی آزار و دوست داشتنی است. سمپاتی مخاطب با مارچلو تنها به واسطه بازی خوب بازیگر این فیلم و بی طرفی نویسنده و کارگردان، رخ می دهد. داگ من مانند آثار نئوریالیسیتی سینمای ایتالیا که وامدار آنهاست با دوربینی ناظر و روایت کننده به کنکاش زندگی و ماهیت یک شخصیت در موقعیت های جامعه ی دوران خود می پردازد؛  گویی دسیکا یا پازولینی و فلینی  در شمایلی جدید دغدغه های انسانی خود را در قالبی امروزی تر و مدرن تر ارایه می دهند. فرم در کنار داستان کامل کننده این اثر واقع گرایانه ی اجتماعی است. پلان های ثابت و روایتگر ماتیو گاورنه همچون سینمای کلاسیک ایتالیا موقعیتی انسانی را بدون تحمیل هیچ نگاهی به تماشاگر عرضه می کند تا خود به تحلیل و قضاوت بپردازد ؛ موقعیتی سرشار از خشونت که زاییده فرهنگ ایتالیایی با خشونتی مردانه  است. همچنین اتمسفر فیلم، پرداختن به زندگی حاشیه نشین ها، و دور افتادن قهرمان از جهان پیرامون اش، جهانی که جز مصیبت چیز دیگری برای او ندارد فضا سازی فیلم های نئوریالیستی را به خاطر می آرود. مردمی حومه نشین که به کمترین ها قانع هستند اما خشونت جهان معاصر دست آنها را از رسیدن به همین رویاهای کوچک خودساخته شان کوتاه می کند.  اعتراف صادقانه و تلخی که داگ من با بغضی قورت داده در رویارویی  دویل گونه خود  با سیمونه و   درتقلای زنده ماندن و دیده شدن بیان می کند . “من برای به دست آوردن این زندگی خیلی زحمت کشیدم” 

 تنها سگ ها شهادت دادند

مصاحبه با بازیگر فیلم سگ باز، مارچلو فونته

مصاحبه در جشنواره بین المللی فیلم تورنتو از مارشال شفر

سگ باز به عنوان آخرین فیلم مائو گارونه که در بخش نمایش ویژه جشنواره بین المللی فیم تورنتو به نمایش درآمد، روایتی اخلاقی در مورد یک انسان عادی حاشیه نشین است که در تلاش برای حفظ نام و آبروی خود در شهر و در عین حال رفتاری مسالمت آمیز با یک فرد ستیزه جو و خشن است. با این حال، ایفای نقش در این شخصیت از عهده هر بازیگری ساخته نیست.

مارچلو فونته که نام شخصیت او در فیلم نیز مارچلو است، به خوبی در این شخصیت که شرافت و اصالت وی در حال نابود شدن است، ایفای نقش کرده است. او در تلاش است تا پدر خوبی بوده و به جامعه خود از طریق مراقبت از سگ ها کمک می کند، اما او قربانی احساسات منفی با سوء استفاده از اخلاق خود از سوی دیگران برای رسیدن به اهداف پلید آنها، می شود. در حالت ۵’۳’’ که وی تا حدودی به دوران جوانی آل پاچینو شباهت دارد، فونته هر دو عنصر دوگانگی شخصیتی را نشان داده و موجب ایجاد تفسیر های مختلف از روحیه شخصیتی خود می شود. تنها به گفته های من در این مورد توجه نکنید- کیت بلانشت که عضو هیئت انتخاب جشنواره فیلم کن بود، جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره را به مارچلو تقدیم کرد.

فونته مسیر جالبی را از زندگی در داخل یک مرکز اجتماعی برای زندانیان سابق تا تبدیل شدن به یک بازیگر بین المللی تحسین شده، طی کرده است. هنگامی که من در مقابل او جهت انجام گفتگویی کوتاه پیش از نمایش فیلم سگ باز در TIFF(جسنواره بین المللی فیلم تورنتو) نشستم، ما ترجیح دادیم تا بیشتر در مورد کار و نحوه همکاری با گارونه جهت خلق این نمایش ماندگار صحبت کنیم.

 

من متوجه شدم که شما سابقه حضور به عنوان بازیگر اضافی (نقش های کوچک، سیاهی لشکر) در برخی از مجموعه فیلم های برجسته نظیر دار و دسته نیویورکی ها را دارید، آیا پس از آن علاقه زیادی به این کار پیدا کردید؟

تنها سگ ها شهادت دادند

خیر، اشتیاق و علاقه مندی من  به بازیگری هنگام مهاجرت به شهر رم رقم خورد. من احساسات و علاقه بسیار زیادی به حرفه بازیگری پیدا کردم و این مسیر را طی کردم.

چگونه این موضوع اتفاق افتاد؟

این موضوع هنگامی که من برای اولین بار به استودیو فیلم سینسیتا در رم رفتم و شاهد جادویی از عناصر مختلف بودم، اتفاق افتاد. آن عناصر  همه مصنوعی بودند، اما  می توانستند  همه چیز را به صورت واقعی نشان دهند؛ البته واقعیت کاذب. تمام آن چیزی  که آنها ساخته بودند، کاذب بود و واقعیت به تنهایی در بازی بازیگر وجود داشت. در صورتی که بازیگر اشتباه کند، همه چیز از بین می رود. بازیگر باید درست و صحیح عمل کند.

شما چگونه در فیلم سگ باز حضور پیدا کردید؟

من از راه اصلی و اصولی، همانند دیگران با تمرین و تکرار در تست های بازیگری حضور پیدا کردم. من در تست بازی در این فیلم حضور یافتم و در نهایت در نوبت سوم انتخاب شدم.

 

آیا این یک فراخوان بازیگری آزاد بود؟

گارونه از کلیه بازیگران از کمپانی های مختلف تئاتر خواسته بود تا در آزمون شرکت کنند و یکی از آنها هم یکی از محکومان زندانی بود که با من در آن مرکز حضور داشت.

تنها سگ ها شهادت دادند

چگونه گارون به شما امکان بازی طبیعی و واقعی را در عین بیان خواسته های مورد نظر خود می داد؟

او موجب می شود تا شما در یک وضعیت واقعی قرار گرفته و سپس واکنش شما را نسبت به آن می سنجد و شما را جهت بازی هر چه بهتر، راهنمایی می کند.

آیا شما در مورد پیشینه شخصیت ها نیز کار کردید؟ به نظر می رسد که هیچ گونه سابقه ای در مورد روایت وجود نداشته و اصولا نیازی به صحبت در مورد آن نبوده است.

نه در واقع، شخصیت مارچلو باعث می شود تا عموم به طور کامل او را درک کنند. این آزادی وجود دارد که مردم می توانند با نگرش دلخواه خود، این شخصیت را تفسیر کنند. تفسیر مارچلو موجب می شود تا هر شخص با چشمان ودرک شخصی خود به نفس خود و تعارضات آن بنگرد.

 شخصیت مارچلو را چگونه ارزیابی می کنید؟

 من در فیلم سگ باز این امکان برای مخاطب فراهم می کنم که شخصیت را از نگاه خود به خاطر بسپارند. آزادی نگاه به مارچلو از دیدگاه خودتان. این فیلم برای همه جنبه ها و تفسیرها باز است.مارچلو مردی است که بسیار ترسیده است. او همیچنین کمی ساده لوح است. او پدری است که سعی دارد عزت خود را حفظ کند. او در مقابل دخترش تحقیر شده است. در مقابل کل جامعه. و در نهایت خودش را به شکلی می یاد که مجبور از پذیرش این افسانه و داستانی است که برایش رقم زده شده است؛ حکمرانی قانون بقا برای انجام کاری خشونت آمیز که در نهایت هم انجام می شود.اما در درون او مردی صلح جو و صمیمی است که فقط می ترسد .

تنها سگ ها شهادت دادند

آیا شما احساس همدردی با مارچلو کردید؟ ممکن است این موضوع چندان مطرح نباشد، اما آیا به نظر شما او در انتها کار درستی انجام داد؟

چه کسی می تواند درستی یا نادرستی یک کار را در زندگی تشخیص دهد؟ چه کسی قاضی زندگی ماست؟ هر کس تجربیات خاصی از زندگی خود دارد. قطعا مارچلو تلاش کرده است که از شان خود دفاع کند.

 

در مورد فرآیند ساخت صحنه نهایی توضیح دهید- به نظر شما چه قدر از آن صحنه فنی و چه قدر بر پایه احساسات بود؟ آیا شما در مورد آنچه که باید در آن صحنه رخ دهد، راهنمایی شدید؟

بله، این صحنه به طور کامل فنی نبود، در واقع تلاش برای زندگی در آن لحظه بود. ما تجربیات زیادی از این گونه موقعیت ها داشته ایم، چه من و چه گارونه. ما بیشتر در پی ارائه احساسات خود بودیم.

 

آیا موضوعی در مورد روحیه مردانگی ایتالیایی وجود دارد که شما فکر می کنید نباید برای مخاطبان خارجی چندان مشهود باشد؟

شخصیت مارچلو چندان مردانه نیست. او دارای رفتار های زنانه است. در واقع، در میان بسیاری از مخاطبان، زنان تمایل دارند تا شخصیت مارچلو را تحسین کنند. او شخصیتی است که حیوانات دفاع می کند. او دارای روحیه  حساس و زنانه است. .

چه چیزی بیشتر از همه سخت بود ؟

سخت ترین چیز  صحنه های ضربه زدن به  سر سیمونه بود. حتی اگر جعلی باشد نه واقعی سخت است.. عمل ضربه زدن به انسان هر روز اتفاق نمی افتد. و من قادر نبودم این کار رو انجام بدم. در یک آن دیدم سیمونه تبدیل به مازوخیستی چیزی شد و داد زد منو بزن! منو بزن! اما باز هم نمی توانستم . در نهایت تمام اعضای تیم پشت صحنه یکصدا فریاد کشیدن بزنش! بزنش! و من موفق شدم . بنابراین در واقع این عوامل  بودند که اون رو کشتند . من نبودم .

تنها سگ ها شهادت دادند

کار با ماتیو گارونه چطور بود ؟

یک رابطه بسیار حرفه ای بود. من و اون مثل تیمی دو نفره بودیم که برای ارایه یک کار قوی هماهنگ شده اند و با همین روحیه تیمی در کنار بقیه عوامل قادر به پاس دادن توپ به هم برای بالا بردن کیفیت کار بودیم .ما در واقع قبل از کار و بعد از اون کارهای زیادی انجام دادیم. شما نمی توانید از خواب بیدار شوید و تصمیم بگیرید برای این نقش بازی کنید.نه . ماه سه ماه قبل شروع کردیم. من دوره دیدم که بتوانم به عنوان یک نگهدارنده سگ عمل کنم. یک دوره غواصی گذراندم. من هر گز در زندگی غواصی نکرده بودم. یاد گرفتم چگونه با سگ ها ارتباط برقرار کنم. چیزهای زیاد دیگری هم آموختم. من کار سخت را دوست دارم.و از هیچ کس چیزهای اعطایی نمی خواهم. من دوست ندارم آن چیزی را که خودم کسب نکرده ام به دست بیاورم.

چه برنامه ای برای آینده دارید؟

من در پی باز کردن مسیر های جدید برای خود هستم، مسیرهایی که در گذشته وجود نداشته اند. نقش بعدی من هم در واقع به فراخور این نگاه من خواهد بود. باید در پی باز کردن این فرصت ها بود و مردم در می یابند که چنین فرصت هایی نیز  برای من وجود دارد. یک فرد نباید محصور و محدود به اطراف خود شود.

 

 

 

 

 

 

 


l

این مطالب را نیز ببینید!

جنگ سرد، عاشقانه ی دو تبعیدی

جنگ سرد، عاشقانه ی دو تبعیدی

نقد و بررسی فیلم جنگ سرد ساخته پاول پاولیکوفسکی    فیلم “جنگ سرد”  Cold war …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *