نام دانمارک ممکن است بسیاری از مردم جهان را به یاد افسانه ها بیندازد. یکی از معروف ترین دانمارکی های تاریخ نویسنده مشهور داستان های خیال انگیز، هانس کریستین آندرسن است. شهربازی قدیمی تیوولی (Tivoli) هم که درست وسط شهر کپنهاگ قرار دارد، الهام بخش والت دیزنی برای ساخت دیزنی لند بوده است. اما نکته های جالب درباره این کشور خیلی بیش از اینهاست.

در این مقاله، فرهنگ و زندگی روزمره دانمارکی ها را بررسی می کنیم تا بفهمیم چرا مردم دانمارک یکی از خوشبخت ترین ملت های جهان لقب گرفته اند.

  • دولت دانمارک به جذاب تر کردن زندگی روزمره ساکنان این کشور اهمیت می دهد. در همین راستا کلاس های مختلف، فعالیت های ورزشی و انواع رویدادهای جالب دیگر توسط دولت سازماندهی و حمایت می شود و همه اینها کاملا رایگان است. هر یک از مردم دانمارک می تواند باشگاه خود را تاسیس کند و دولت مقداری منابع مالی و فضای لازم برای باشگاه را در اختیارش قرار می دهد. دولت دانمارک همیشه به دنبال ایده های جدید برای سرگرم کردن مردم است، و حتی یک بار کل کشور را در بازی ماینکرافت شبیه سازی کرد.
  • در دانمارک از برابری جنسیتی کاملا حمایت می شود و به همین خاطر است که زنان در این کشور از مجرد ماندن هراسی ندارند و برای استقلال خود ارزش قائل هستند. مجرد ماندن تا سنین ۳۰ تا ۳۵ سالگی برای دختران دانمارکی مساله ای کاملا طبیعی محسوب می شود و هیچ نوع فشار اجتماعی روی آنها وجود ندارد. دختران دانمارکی برای ازدواج و بچه دار شدن عجله نمی کنند و معمولا در سن حدود ۴۰ سالگی خانواده هایی شاد و خوشبخت را تشکیل می دهند.
  • کودکان در دانمارک مجاز به انجام هر کاری هستند. یکی از کاربران در این مورد نوشته است “من کودکی را وسط رستوران روی زمین دیدم که آنجا خوابیده بود و گفت «مادر، من اینجا منتظرت می مانم». تنها واکنش مردم این بود که لبخند زدند؛ و پسرک همانجا منتظر مادرش ماند چون دلش می خواست این کار را انجام دهد”.
  • بیشتر کودکان دانمارکی از سن یک سالگی یا حتی قبل از آن به مهد کودک فرستاده می شوند و در آنجا متخصصانی کاملا آموزش دیده از آنها مراقبت می کنند. بچه ها در مهد کودک زبان دانمارکی و قوانین اجتماعی این کشور مانند کار گروهی و رعایت نوبت را یاد می گیرند.
  • در فصول سرد سال، مردم لباس زیادی به تن بچه های خود نمی پوشانند و آنها را در کالسکه خوابانده و در هوای آزاد می گذارند . به این ترتیب بچه ها به سرما و زمستان های سخت دانمارک عادت می کنند. کودکان به لطف سیستم ایمنی قدرتمند خود می توانند بدون کلاه بیرون بروند و در هوای بسیار سرد این کشور هم احساس راحتی می کنند.
  • دانمارکی ها روزهای گرم زیادی ندارند (حدود ۳-۲ ماه در سال)، ولی به نحوی برنامه ریزی می کنند که هر سال چند بار در طبیعت کمپ بزنند، در باغچه گل بکارند و از استراحت در کلبه های خارج از شهر لذت ببرند.
  • در دانمارک هیچ گربه و سگ بی خانمانی در خیابان ها پیدا نمی شود. شلینا آندرسن، شهروند دانمارکی می گوید “اگر کسی یک گربه یا سگ بی خانمان را در خیابان ببیند، با سرویس شهری ویژه ای تماس می گیرد تا آن حیوان را به پناهگاه ببرند. اگر ثابت شود که صاحب حیوان آن را رها کرده است، جریمه نقدی در انتظارش خواهد بود. علاوه بر این محدودیت هایی در مورد تعداد حیواناتی که هر شخص می تواند نگه دارد در نظر گرفته شده است. بعنوان مثال دانمارکی ها حق ندارند بیش از ۳ سگ داشته باشند چون نمی توانند از همه آنها به اندازه کافی مراقبت کنند.
  • زنان دانمارکی خود را درگیر رژیم های غذایی و برنامه های تناسب اندام نمی کنند بلکه بیشتر به فکر این هستند که از زندگی خود لذت ببرند. به همین خاطر می توانند بین ورزش و خوردن غذاهای خوشمزه تعادل برقرار کنند. خوردن سیب زمینی با ماهی قزل آلا یا سوپ و سپس بیرون رفتن از خانه برای دوچرخه سواری در این کشور برنامه ای کاملا عادی است.
  • غذاهایی که در سوپرمارکت ها به فروش می رسند تازه و خوش طعم هستند و قیمت های مناسبی هم دارند. یکی از خارجی هایی که در دانمارک زندگی می کند می گوید که گوشت خوک، لبنیات و نان در این کشور بسیار ارزان هستند، اما تخم مرغ و موز نسبت به سایر کشورها گران تر است.
  • مردم دانمارک لباس های بسیار ساده ای می پوشند و در این کشور می توانید مینیمالیسم معروف اسکاندیناوی را به وضوح ببینید. ممکن است یک میلیونر در خیابان کنار شما راه برود و به احتمال زیاد از ظاهرش اصلا متوجه این مساله نخواهید شد. دانمارکی ها لباس ساده را دوست دارند، فقط چند رنگ را با هم ترکیب می کنند، و تزئینات متفرقه زیادی هم در لباسهای شان به کار نمی برند. آنها عاشق لباس های راحت هستند.
  • مردم دانمارک از نشان دادن احساسات خود در انظار عمومی ابایی ندارند. در هر گوشه ای از شهر ممکن است زوج هایی را ببینید که دست هم را گرفته اند یا یکدیگر را می بوسند و در آغوش می کشند. مردها با ملایمت و دقت زیادی با همسر خود رفتار می کنند، و هیچ اعتقادی به این حرف ندارند که احساساتی بودن مردانگی شان را زیر سوال می برد.
  • نظم عمومی در این کشور بر پایه اعتماد است. به گفته یکی از خارجی های مقیم دانمارک ”هیچ محافظ و دوربینی وجود ندارد و هیچکس هم در اتوبوس ها یا قطارها بلیت مسافران را کنترل نمی کند. واقعا فوق العاده است.”
  • بچه های دانمارکی به محض اینکه راه رفتن را یاد گرفتند، آموزش دوچرخه سواری را هم شروع می کنند. دوچرخه محبوب ترین وسیله حمل و نقل است (حتی اگر هوا برفی باشد!). تنها نکته منفی این است که دوچرخه سواران دانمارکی معمولا از کلاه ایمنی استفاده نمی کنند.
  • در دانمارک سطل های زباله ای به چشم تان خواهد خورد که ظاهری غیر عادی دارند و کج شده اند. این سطل ها برای آن است که مردم بتوانند هنگام دوچرخه سواری، بدون پیاده شدن زباله های خود را دور بریزند.
  • ایدئولوژی مردم دانمارک در مجموعه ای از دستورات معروف به “قانون جانته” (Law of Jante) خلاصه شده است. این اصطلاح را اولین بار نویسنده دانمارکی- نروژی، آکسل ساندموسه در داستان هجوآمیز “یک فراری از روی رد پای خود عبور می کند” معرفی کرد. ۱۰ قانون وجود دارد که به طور خلاصه می گوید نباید ثروت خود را به رخ دیگران بکشیم، به دستاوردها و توانایی های خود مباهات کنیم، فکر کنیم خیلی خاص هستیم، یا دیگران را مسخره کنیم. به همین دلیل است که سیاستمداران دانمارکی با دوچرخه به محل کار خود می روند.
  • غذاهای دانمارکی معمولا بسیار پرکالری و مقوی هستند. مردم این کشور مقدار زیادی سیب زمینی و سبزیجات را به صورت آب پز یا بخارپز می خورند و همچنین گوشت خوک و ماهی هم زیاد مصرف می کنند. با توجه به اینکه دانمارک کشوری ساحلی است، غذاهای دریایی هم بخش بسیار مهمی از رژیم غذایی مردم را تشکیل می دهند. “کیک ماهی” و smørrebrød (که با شاه ماهی تهیه می شود) از محبوب ترین غذاهای روزمره دانمارکی ها هستند. علاوه بر اینها مردم این کشور عاشق شیرینی هم هستند، بویژه کیک هایی که معمولا هر شب در وعده شام صرف می شود.

 

با ادبی شگفت انگیز دانمارکی ها

“من در دانمارک تحصیل می کنم و چون زندگی دانشجویی بدون داشتن شغل سخت است، تصمیم گرفتم در شیفت شب شرکتی که نامه و چیزهای دیگر را به خانه های مردم تحویل می دهد کار کنم. یک بار موقعی که در سراشیبی با سرعت زیاد دوچرخه سواری می کردم هنگام پیچیدن روی برگها لیز خوردم. زانو و بینی من خراشیده شده و سرم بدجوری ضربه خورده بود، و نمی توانستم از جایم بلند شوم. در حالیکه روی زمین افتاده بودم یک مرد دانمارکی از کنارم رد شد، نگاهم کرد و گفت “صبح بخیر” و … همین! به راه خود ادامه داد. آنجا بود که فهمیدم در دانمارک مودب بودن چقدر مهم است!”                     (Dryzd، کاربر سایت Pikabu)

 

آیا شما هم بعد از خواندن این مقاله دوست دارید به دانمارک بروید؟ یا شاید قبلا در این کشور زندگی کرده اید و می توانید خاطرات جالب خود را برای ما تعریف کنید؟